تبليغاتX
نو آوری وشکوفایی



                                     نو آوری وشکوفایی در آیات وروایات

 

 

 

        نو آوری کلمه ترکیبی از نو و آوری به معنی ابتکار ، ابداع ودر مواردی نیز به معنی بدعت گذاری آمده است . نوآوری که ریشه در ادراک داشته و در اثر دیدن اشیاء وپدیده ها از زاویه ای نو وگاهی نیز محصول خلاقیت در انسان است و از این رو پیوند عمیق و ارتباط  وثیقی  باخلاقیت دارد.

 

 نواندیشی وصفی برای فرد یا جامعه ای که دارای اندیشه های نوین است می باشد.

 

 شکوفایی نیزاز شکفتن، باز شدن غنچه، پدیدار شدن، وآشکار شدن است .شکوفایی نیز نوعی خلاقیت است. نواوری همچون دانش و  شکوفایی  همچون تکنولوژی است یعنی  شکوفایی کار برد نو آوری و به صحنه زندگی کشاندن آن است . صرف نظر از تعاریف اصطلاحی که برای این دو واژه در علوم مختلف بویژه مدیریت وجود دارد ، در آیات قرآن و روایات اهل بیت (علیهم السلام) نسبت به این مفهوم ، خصوصیات و ویژگیها ، ریشه ها و عوامل ، آثار و نتایج ، ضرورتها و الزامات و مصادیق و نمونه های آن ، تصریحات و اشارات فراوانی وجود دارد .

 

  در این مقاله به نمونه هایی از موارد فوق پرداخته ایم . بدیهی است شرح و تفضیل هر یک نیاز به مقالات متعدد دیگری دارد و در اینجا فقط به اصل مطلب اشاره می شود.

 

 

                  ادامه مقاله را در « ادامه مطلب مطالعه فرمائید »


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم خرداد 1387;ساعت 18:55;  توسط محمد رضا ابطهی مقدم;  | 

نوآوري پيام اصلي و ماندگار انقلاب اسلامي : عباس بيات

                            

 

  بصيرت ـ  سياسي       

 

هر قوم و ملتي كه بخواهد ادامه حيات بدهد و به زندگي بهتر و برتر دست يابد بايد خود دست به تغيير و نوآوري بزند. نوآوري هم لازمه‌ حيات است و هم لازمه‌ برتري!

 

 

  «فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّ‍تِ اللهِ تَبْديلاً وَ َلَنْ تَجِدَ لِسُنَّ‍تِ اللهِ تَحْويلاً»[1]

 

«اِنَّ اللهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتّي يُغَيِّرُوا ما بِاَنْفُسِهِمْ»[2]

 

مقدمه:

 

نوآوري پديده‌اي است مطابق فطرتِ طبيعت و بالاخص فطرت ا‌نساني. فطري بودن نوآوري و تغيير به اين معناست كه اولاً تغيير و نوآوري در ذات طبيعت و انسان است و خودبه‌خود اين حقيقت همواره تحقق مي‌يابد؛ دوماً انسان به صورت فطري نوآوري را دوست دارد و به دنبال آن است؛ در واقع نوآوري يكي از نيازهاي متعالي انسان است. فطرتِ انساني با نوآوري شكوفا مي‌‌شود و مي‌توا‌ند گسترش يابد و انسان متعالي را منجر شود. البته حتماً بايد مورد توجه قرار داد كه نوآوري زماني باعث شكوفايي مي‌گردد كه مطابق فطرت و برخاسته از آن باشد. نوآوري‌اي كه تابع فطرت نباشد باعث آسيب ديدن و خاموش شدن آن مي‌شود و انسان را از تعالي باز مي‌دارد و اين همان بدعت است. فرق نوآوري و بدعت در تطابق با فطرت است. اگر تغيير در راستا و برخاسته از فطرت بود نوآوريست وگرنه بدعت است.

 

 

                  ادامه مقاله را در « ادامه مطلب مطالعه فرمائید »

 


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم خرداد 1387;ساعت 18:45;  توسط محمد رضا ابطهی مقدم;  | 

نگاهي گذرا و كوتاه به تاريخ جنگ چاپ ارسال به دوست
جنگ تحميلي عراق عليه ايران كه در 31 شهريور سال  1359 آغاز شد هدفهايي را در پي داشت كه برخي از آنها بشرح زير مي باشند.
1 ـ اشغال خاك كشور اسلامي
2 ـ اشغال مناطق نفتي
3 ـ پيشروي به سمت عمق استراتژيك كشور
4 ـ فلج كرد نيروهاي نظامي
5 ـ تسخير استانها يكي پس از ديگري و ..
6 ـ به ستوه كشاندن نظام جمهوري اسلامي و سرنگوني آن
در تمام اين مراحل , همدستي آشكاري بين تمامي  جريانات ضد انقلابي و ضد اسلامي درداخل كشور و در سطح  جهان وجود داشت .
حمايت سازمانهاي بين المللي , غربيها و اعراب از صدام
اكثريت قريب به اتفاق سازمانهاي بين المللي , سازمانهاي  عربي , كشورهاي خليج فارس , كشورهاي اروپايي و دولتمردان  كشور آمريكا درصدد آن بودند تا با حمايت تبليغاتي , مالي ,  تسليحاتي و همه جانبه از عراق او را در اين جنگ به پيروزي  برسانند آنها با به ميدان آوردن تمامي امكانات خويش , از صدام چهره اي صلح طلبي ساختند. كه براي سركوبي آنچه  آنان « تروريست » مي خواندند. و يا اسلام « خشونت گرا »  مي ناميدند. وارد صحنه شده , تا اين رژيم ضد حقوق بشر را سركوب كنند!! در آن روزگاران « صدام حسين » سمبل صلح و آزادي , حقوق بشر و همه ي « ارزشهاي انساني » بود. در مطبوعات غرب كمترين اثري از تبليغات عليه صدام ديده  نمي شد. مطبوعات كشورهاي عربي نيز اينگونه بودند. آنان از صدام به عنوان كسي كه قسمت شرقي جهان عرب را در برابر  « فارس هاي مجوس » حفاظت مي كند , نام مي بردند و در اين  ميان دو دولت « سعودي » و « كويت » بيشترين حجم حمايت از عراق را به عمل آوردند و كشور اردن و مصر نيز با تمام توان به  حمايت از صدام پرداختند.
عربستان و كويت تمامي بنادر خويش را در اختيار عراق  قرار داده و هر آنچه در توان داشتند به عراق كمك كردند. تا او بتواند در جنگ به پيروزي برسد. در اولين روزهاي شروع  تهاجم به ميهن اسلامي , نيروهاي عراقي به پيروزي هاي  وسيعي دست يافتند و توانستند بخش هايي از استانهاي  خوزستان , ايلام و كرمانشاه را به تسخير خويش درآوردند. در آن زمان , آنان با سلاحهاي مدرن روز , تانكهاي روسي ,  هواپيماهاي روسي و فرانسوي , و دلارهاي نفتي كشورهاي  عربي به كشور ايران تهاجم كردند و شهرها را يكي پس از ديگري به تسخير درآوردند.
سقوط شهرها
خرمشهر پس از 34 روز مقاومت سقوط كرد و تعدادي از شهرهاي ديگر در استانهاي خوزستان , ايلام و كرمانشاه نيز به  اشغال درآمد و نواميس اين ملت , زنان و كودكان در زير چكمه هاي ارتش خون آشام رژيم صدام افتادند. ميليونها تن  از مردم مظلوم ايران « آواره » شدند و در شهرها سرگردان  گرديدند. تمامي محاسبات نشان مي داد كه صدام , بايد كار جمهوري اسلامي را تمام كند , و اين ظرف چند روز عملي  است . و همه دشمنان انتظار سقوط نظام اسلامي را مي كشيدند. در درون كشور نيروهاي طرفدار آزادي غربي با سرزنش و تحقير نيروهاي انقلابي و با جوسازي ها و شايعه پراكني ها در درون شهرها به حمايت وسيع رواني از تهاجم نظامي عراق  پرداختند.آنان به جاي آنكه جبهه ي جنگ را به مرزها منتقل  كنند به درون شهرها منتقل كردند.
نقش سازمانهاي داخلي در حمايت از اهداف  صدام
سازمانهايي مانند نهضت آزادي , سازمان مجاهدين خلق  و سازمانهاي كمونيستي و غرب گرا , همگي در يك كلام  مشترك بودند و آن اينكه آزادي , مسئله اي اصلي است و آزادي  را آنگونه معني مي كردند كه غربي ها مي پسنديدند.
غربي ها كه در پشتيباني صدام همه با هم يك دل و يك  صدا بودند. همانها كه هرگز به اين سوال اساسي پاسخ ندادند كه چگونه است , كه صدام بدون انتخابات و بدون آنكه در كشورش كمترين رنگ و بويي از انتخابات وجود داشته باشد  « سمبل آزادي خواهي » محسوب مي شد. همانها كه با جريانات  داخلي كشور همنوا عليه جمهوري اسلامي  بودند.
جريانهاي داخلي كشور , جريانات ليبرال و جريانات  مطبوعاتي , با سو استفاده از « آزادي بي حد و حصري » كه  براي آنان وجود داشت همواره از « استبداد » سخن مي گفتند ,  در حاليكه كشور درگير جنگ , بطور طبيعي بايد « وضعيت  اضطراري » اعلام مي كرد و مطبوعات را محدود ميكرد , اما در ايران چنين نبود و « مرثيه سرايان » آزادي غربي , با استفاده از فضاي « بي حساب و كتاب » عليه آزادي موجود سخن  مي گفتند!! و به خالي كردن دل مردم از مقاومت مي پرداختند و توجه آنان را به داخل شهرها منتقل مي كردند. آنان توانستند در آن مدت , درگيري هاي فراوان خياباني ايجاد كنند. در حالي كه  لازم بود نيروهاي عملياتي به مناطق جنگي اعزام شود اينان در درون شهرها آشوب برپا كرده و هر روز تيتر اصلي  روزنامه هايشان مبارزه با « خشونت » , « شكنجه » و شايعه هاي  فراوان عليه نيروهاي اصيل انقلابي بود.
نقش نيروهاي انقلاب اسلامي
اما به دور از تمامي اين جريانات , نيروهاي انقلاب  اسلامي (وخصوصا جوانان سلحشور و برومندي كه با كيمياگري خميني بزرگ به طلاي ناب مبدل شده بودند) در صحنه هاي نبرد , مظلومانه مقاومت كردند. و در همان روزهاي  آغازين , ماشين جنگي صدام را از حركت باز داشتند. ماشين  جنگي اي كه بايد تا عمق استراتژيك كشور پيش مي آمد , در همان اولين روزها به گل نشست و نتوانست از ميانه ي راه  خوزستان جلوتر بيايد. از قصر شيرين فراتر نتوانست بيايد و در نزديكي سرپل ذهاب متوقف شد. واز آنجا نيز اخراج گرديد. نيروهاي رزمنده و مقاوم جمهوري اسلامي كه با روحيه ايمان  مي جنگيدند. در حالي كه از كمترين سلاح و كمترين برابري  اسلحه با دشمن برخوردار نبودند , با ياري و اتكا به خداوند وتوسل به ائمه اطهار « عليهم صلوات الله » , در صحنه هاي نبرد مظلومانه و غريبانه جنگيدند و « ملي گرايان واقعي » آنها بودند كه با تكيه بر « دين » از آب و خاك كشور « دفاع » كردند , نه آنان  كه با « شعار ملي گرايانه » به كمك و ياري رواني و تبليغاتي  دشمن شتافته بودند.
چه بسيار گردانهاي مدرني كه در برابر مشتي اندك از نيروهاي « شهادت طلب » به گل نشستند و نتوانستند حركت  كنند. چه بسيار لشكرهاي وسيع مكانيزه كه در برابر گروه اندكي  از انسانهاي « شجاع با ايمان » معتقد به انقلاب اسلامي , در همان روزهاي نخست « نابود » شدند و نتوانستند اقدامي كنند. همه اينها از بركات اسلام و انقلاب اسلامي و رهبري  خردمندانه ولي فقيه بود. كه بي اعتنا به تبليغات رسانه هاي ضد آزادي غربي , به مقاومت و پايمردي , پا مي فشرد و ملت را از فريب آنان بر حذر داشت .
مقايسه تاريخي
اگر تاريخ انقلاب اسلامي را با تاريخ ايران در طول  دويست سال اخير مقايسه كنيم مي بينيم هر گاه دشمناني به  مراتب ضعيف تر از صدام , در دورانهايي كه دولتهاي ايران به  مراتب قوي تر از دولت جمهوري اسلامي بودند به ما حمله  كردند بخش هايي از ميهن , جدا شده است . نقشه ي جغرافيايي  سياسي ايران در اين مدت نشانگر آن است كه در طول تاريخ  (دويست ساله اخير) بخش هايي از ميهن جدا شده  است .
مقاومت مظلومانه و خيانتهاي ليبرالها
اما در دوران جمهوري اسلامي اين دست آورد و افتخار عظيم براي مردم ما و براي جوانان ما و براي امام بزرگوار ما و در يك كلام براي اسلام و انقلاب اسلامي باقي ماند كه يك  وجب از خاك ميهن جدا نشد. آري ! بخشهايي به اشغال دشمن  درآمد اما با پايمردي پس گرفته شد و عليرغم زخم زبانهايي كه  از همان روزهاي نخستين جنگ , سر داده مي شد. و همه  ناجوانمردي هايي كه در درون شهرها صورت مي گرفت و تمامي  ترفندهايي كه دشمنان انقلاب اسلامي در سطح جهان ايجاد كرده بودند اما اين ملت مقاوم مسلمان به رهبري امام بزرگوار و با پيروي از تعاليم عاليه اسلام توانست دشمن را زمينگير كند. سپس با اخراج بني صدر از قدرت (كه مانع اصلي تهاجم عليه  عراق بود , و جنگ را به درون شهرها آورده و به نيروهاي  خودي كشانده بود) مراحل عملياتي نيروهاي انقلاب اسلامي  آغاز گرديد. و تحليل هاي ليبرالها را بر باد داد. ليبرالهايي كه با شعار در درون شهرها به تفرقه ميان مردم پرداخته و بجاي  تشويق به دفاع مقدس , جنگ را در شهرها بر سر آزادي ! قرار داده و در حاليكه با آزادي تمام , به همه اركان نظام , اهانت  مي كردند , دم از نبود آزادي مي زدند و با تفرقه در ميان صفوف  ملت به دشمن خدمت مي كردند.
شكست ها و پيروزي ها در جنگ
نيروهاي انقلاب اسلامي از همان ابتدا , دفاع خود را با به  تهاجم عليه دشمن آغاز كردند. با خروج بني صدر (كه ادعا كرده بود اگر من از قدرت بركنار بشوم صدام آبادان را فتح  خواهد كرد. نه تنها چنين نشد بلكه با انسجام و وحدت كاملي  كه در ميان نيروهاي رزمنده پديد آمده بود) عمليات هاي  وسيعي يكي پس از ديگري طراحي و برنامه ريزي  شد.
اولين عمليات براي شكستن حصر آبادان , به شكست  انجاميد. دومين عمليات نيز شكست خورد و عمليات هاي  فراواني برنامه ريزي شد و شكست خورد (نويسنده اين سطور خود در چندين عمليات شركت داشته و شكست هاي تلخ را از نزديك شاهد بوده است و از تمامي آنها دفاع مي كند و معتقد است شكست مقدمه پيروزي است ) نيروهاي مقاومت نستوه  انقلاب اسلامي ايران نه تنها از اين شكست ها مايوس نشدند بلكه با قدرت هر چه تمامتر براي عمليات بعدي خود را آماده  كردند و نهايتا در عمليات ثامن الائمه اولين پيروزي عظيم  جمهوري اسلامي به دست آمد. و آن آزادسازي شمال آبادان از صداميان بود. صداميان فرار را بر قرار ترجيح دادند. عده  فراواني كشته و عده بسيار زيادي به اسارت نيروهاي انقلاب  اسلامي درآمدند. تانكهاي فراواني بر زمين باقي ماند و آثار پيروزي توانست ملت قهرمان را به آينده اميدوار كند.
عملياتهاي بعدي يكي پس از ديگري طراحي شد و در زمان بسيار كوتاهي عمليات « آزادسازي بستان » آغاز شد و نيروهاي اسلام براي آزادسازي بستان حركت كردند , آن  عمليات نيز با رشادت وسيع نيروهاي انقلاب اسلامي در برابر امواج خروشان تانكها و سلاحهاي دشمن به پيروزي رسيد و اين مقدمه اي براي فتح المبين شد , « فتح المبين » عمليات  وسيعي بود كه مناطق بزرگي از كشور را در عيد نوروز 1361  آزاد كرد و پس از آن عمليات بزرگي به نام « بيت المقدس »  طراحي شد و در كمتر از سه ماه نيروهاي رزمنده ما توانستند  « ارتش تا دندان مسلح صدام » را در خرمشهر به « نابودي »  بكشانند و اين پيروزي عظيم نقطه عطفي در تمامي عمليات ها شد. نويسنده اين سطور افتخار آن را داشت كه در عمليات هاي  پيروز بستان , فتح المبين , بيت المقدس , همگام با قهرمانان  آزاديبخش حضور داشته و هم سنگر با مرداني شود كه مردانه  شهد شهادت نوشيدند و لباس عزت پوشيدند و افتخار نصيب  كشور , ملت واسلام كردند.
ديدگاههاي موافق و مخالف با ادامه جنگ پس از خرمشهر
درست همانطور كه از ابتداي جنگي تحميلي تا آن روز , در هر عملياتي نظرات مخالف و موافق دلسوزان وجود داشت . با پس از عمليات بيت المقدس نيز نظرات موافق و مخالف  دلسوزانه اي وجود داشت .
برخي بر آن باور بودند كه نبايد اين جنگ ادامه پيدا بكند و عده اي نيز بر اين باور بودند كه اينك ما توان لازم را داريم براي  آنكه دشمن را به « شكست » بكشانيم و او را از هر حمله اي  درآينده بازداريم . اين نظرات در محضر امام نيز مطرح شد. حضرت امام (ره ) خود از كساني بودند كه بر اين باور بودند كه  نبايد جنگ ادامه پيدا بكند. اما وقتي كارشناسان عاليرتبه  نظامي و سياسي , از سر دلسوزي و از سر خدمت به انقلاب  اسلامي , مطرح كردند كه ما توان ضربه زدن به دشمن را داريم . حضرت امام اين سخن را « پذيرفت » , و درست مانند تمامي  صحنه هاي جنگ « مردانه » و « قهرمانانه » از فرماندهان عملياتي  مقاوم و مجاهد ما « دفاع » كرد. هر چند , كه كساني در آن روزگار از اين اقدام فرماندهان حمايت مي كردند و امروز كه برخي از ناكامي ها و تلخكامي ها , كه در عمليات هاي پس از بيت  المقدس پديد آمده , عليه آنان سخن مي گويند. اما امام با روحيه جوانمردانه اي كه داشت (و به مشاورت كارشناسان  معتقد بود و همواره نظرات كارشناسي را احترام مي گذاشت و پس از آنكه آن نظريات را مي پذيرفت خود نيز تا آخرين نفس  از آن حمايت مي كرد , و هرگز مسئوليت شكستها را بر دوش  افراد رده بعد از خويش نمي انداخت ) تا آخرين روز جنگ  تحميلي از تداوم عمليات دفاع كرد و جملات فراوان حضرت  امام , روشنگر اين مسئله است .
مرحوم حاج سيد احمد خميني در اين خصوص نظر امام  خميني در رابطه با استمرار جنگ پس از فتح خرمشهر , در پاسخ به سوالي چنين مي گويد :
س ـ بدون ترديد شما در طول دوران دفاع مقدس از همه  كس به امام نزديكتر بوديد و از موضعگيريهاي ايشان در مقاطع  مختلف جنگ خاطرات بسياري داريد. لطفا خاطره اي را از آن  دوران تعريف كنيد
« تلخترين » خاطره اي كه به ياد دارم « پذيرش قطعنامه » و  « شيرين ترين » خاطره مربوط به « فتح خرمشهر » است . فتح  خرمشهر زماني اعلام شد كه ساعت حدودا چهار بعداز ظهر بود و امام در حال قدم زدن بودند. امام هر روز سه مرتبه و هر مرتبه حدود نيم ساعت قدم مي زدند و راديو هم در دستشان  بود چون ما از قبل مي دانستيم كه رزمندگان اسلام در حال  انجام اين كار هستند و درگيري هم از شب قبل شروع شده بود كه خيلي هم شديد بود.
امام در حال قدم زدن بودند كه گوينده راديو خبر آزادسازي خرمشهر را اعلام كرد. با شنيدن صداي گوينده , من  به امام نگاه كردم و متوجه شدم كه احساس خوبي به ايشان  دست داد. البته در مجموع امام از مسائلي كه خيلي تلخ بود اوقاتشان زياد تلخ نمي شد و از مسائلي هم كه شيرين بود خيلي  خوشحال نمي شدند.
و در مقابل مسائل خرمشهر امام معتقد بودند كه بهتر است  جنگ تمام شود , اما بالاخره مسئولين جنگ گفتند كه ما بايد تا كنار شط العرب (اروند رود) برويم تا بتوانيم غرامت خودمان  را از عراق بگيريم . امام اصلا با اين كار موافق نبودند و مي گفتند اگر بناست كه شما جنگ را ادامه بدهيد بدانيد كه اگر اين جنگ با اين وضعي كه شما داريد ادامه يابد و شما موفق  نشويد ديگر اين جنگ تمام شدني نيست و ما بايد اين جنگ را تا نقطه اي خاص ادامه بدهيم و الان هم كه قضيه فتح خرمشهر پيش آمده بهترين موقع براي پايان جنگ است .
بي نام « دليل آفتاب » (خاطرات يادگار امام ) چاپ سوم  تهران خرداد 1378 موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني ص  124
نقش اساسي حضرت امام در پيروزيها و استمرار دفاع مقدس
مسئوليت دفاع مقدس , از روز اول تا نهايت بر عهده ي  امام (ره ) است او آن بزرگ مردي است كه بر تارك اين انقلاب  خواهد درخشيد و تمامي تاريخ نويسان آينده (چه طرفدار انقلاب اسلامي باشند چه مخالف ) بايد بنويسند كه در « عصر طلايي » او بود كه دشمن نتوانست سر سوزني از خاك ميهن ما را جدا بكند. اين امام , پس از مشورت فوق با مسئولان نظر آنها را پذيرفت و تا آخرين روز جنگ كمتر كسي فهميد كه امام با استمرار جنگ مخالف بوده است و همواره از جنگ حمايت  كرد و تا آخرين نفس و تا آخرين خانه , و تا رفع فتنه در جهان ,  خواستار استمرار نبرد بود.
چه بسيار گردانهاي مدرني كه در برابر مشتي  اندك از نيروهاي « شهادت طلب » به گل نشستند و نتوانستند حركت كنند. چه بسيار لشكرهاي وسيع  مكانيزه كه در برابر گروه اندكي از انسانهاي « شجاع  با ايمان » معتقد به انقلاب اسلامي , در همان  روزهاي نخست « نابود » شدند و نتوانستند اقدامي  كنند.
اگر تاريخ انقلاب اسلامي را با تاريخ ايران در طول دويست سال اخير مقايسه كنيم مي بينيم هر گاه  دشمناني به مراتب ضعيف تر از صدام , در دورانهايي كه دولتهايي ايران به مراتب قوي تر از دولت جمهوري اسلامي بودند به ما حمله كردند بخش هايي از ميهن , جدا شده است .

سيد حسن ميردامادي
روزنامه جمهوری اسلامی

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد 1387;ساعت 14:56;  توسط محمد رضا ابطهی مقدم;  | 

            سوم خرداد سالروز آزادی خرمشهر بر تمامی ملت قهرمان

ایران اسلامی مبارک 

خونین شهر قهرمان آزادیت مبارک

پيام حضرت امام خميني (ره) به مناسبت آزادسازي خرمشهر چاپ ارسال به دوست

حضرت امام خميني (ره) سوم خرداد 1361 مصادف با 30 رجب 1402 پيامي خطاب به ملت ايران صادر فرمودند.

بسم الله الرحمن الرحيم

با تشكر از تلگرافاتي كه در فتح خرمشهر به اين‌جانب شده است، سپاس بي حد بر خداوند قادر كه كشور اسلامي و رزمندگان متعهد و فداكار آن را مورد عنايت و حمايت خويش قرار داد و نصر بزرگ خود را نصيب ما فرمود. اينجانب با يقين به آن‌كه ما «النصر الا من عندالله» از فرزندان اسلام و قواي سلحشور مسلح، كه دست قدرت حق از آستين آنان بيرون آمد و كشور بقيه‌الله الاعظم _ ارواحنا لمقدمه الفداء _ را از چنگ گرگان آدمخوار كه آلت‌هايي در دست ابرقدرتان خصوصا آمريكاي جهانخوارند بيرون آورد و نداي «الله اكبر» را در خرمشهر عزيز طنين‌انداز كرد و پرچم پرافتخار «لا اله الا الله» را بر فراز آن شهر خرم _ كه با دست پليد خيانتكاران قرن به خون كشيده شده و «خونين شهر» نام گرفت _ [بيافراشت] تشكر مي‌كنم. و آنان فوق تشكر امثال من هستند. آنان به يقين مورد تقدير ناجي بشريت و برپاكننده‌ي عدل الهي در سراسر گيتي _ روحي لتراب مقدمه الفداء _ مي‌باشند. آنان به آرم ما رميت اذ رميت ولكن الله رمي مفتخرند.

مبارك باد و هزاران بار مبارك باد بر شما عزيزان و نور چشمان اسلام اين فتح و نصر عظيم كه با توفيق الهي و ضايعات كم و غنايم بي‌پايان و هزاران اسير گمراه و مقتولين و آسيب‌ديدگان بدبخت كه با فريب و فشار صدام تكريتي، اين ابرجنايتكار دهر، به تباهي كشيده شده‌اند، سرافرازانه براي اسلام و ميهن عزيز افتخار ابدي به هديه آورد. و مبارك باد بر فرماندهان قدرتمند كه فرماندهان چنين فداكاراني هستند كه ستاره‌ي درخشنده‌ي پيروزي‌هاي آنان بر تارك تاريخ تا نفخ صور نورافشاني خواهد كرد. و مبارك باد بر ملت عظيم‌الشأن ايران اينچنين فرزندان سلحشور و جان بركفي كه نام آنان و كشورشان را جاويدان كردند. و مبارك باد بر اسلام بزرگ اين متابعاني كه در دو جبهه‌ي جنگ با دشمن باطني و دشمنان ظاهري پيروزمندانه و سرافراز امتحان خويش را دادند و براي اسلام سرافرازي آفريدند.

و هان اي فرزندان قرآن كريم و نيروهاي ارتش و سپاهي و بسيج و ژاندارمري و شهرباني و كميته‌ها و عشاير و نيروهاي مردمي داوطلب و ملت عزيز، هوشيار باشيد كه پيروزي‌ها هرچند عظيم و حيرت‌انگيز است شما را از ياد خداوند كه نصر و فتح در دست اوست غافل نكند و غرور و فتح شما را به خود جلب نكند؛ كه اين آفتي بزرگ و دامي خطرناك است كه با وسوسه‌ي شيطان به سراغ آدم مي‌آيد و براي اولاد آدم تباهي مي‌آورد. و من با آنكه به همه‌ي شما اطمينان تعهد به اسلام دارم، لكن از تذكر، كه براي مومنان نفع دارد، بايد غفلت نكنم؛ چنان‌چه از نصيحت به حكومت‌هاي همجوار و منطقه دريغ ندارم. و آنان مي‌دانند امروز با فتح خرمشهر مظلوم، دولت و ملت پيروزمند ما از موضع قدرت سخن مي‌گويد. و من به پيروي از آنان به شما اطمينان مي‌دهم كه اگر از اطاعت بي چون و چراي آمريكا و بستگان آن دست برداريد و با ما به حكم اسلام و قرآن كريم رفتار كنيد، از ما جز خير و پشتيباني نخواهيد ديد. و شما بدانيد آن‌قدر كه ابرقدرت‌ها از صدام، اين نوكر چشم و گوش بسته، پشتيباني كردند از شماها كه قدرت‌هاي كوچك و حكومت‌هاي ضعيف هستيد پشتيباني نمي‌كنند. و شما عاقبت اين جنايتكار و هم‌قطار جنايتكارش شاه مخلوع را به عيان ديده‌ايد. قدرت‌هاي بزرگ بيش از آن‌چه از شما استفاده نمايند از شما طرفداري نمي‌كنند. و شماها را براي منافع خويش به هلاكت مي‌كشند. و من نصيحت برادرانه به شما مي‌كنم كه كاري نكنيد كه قرآن كريم براي برخورد با شما تكليف نمايد و ما به حكم خدا با شما رفتار كنيم. و يقين بدانيد كه امثال حسني مبارك مصري و حسين اردني و ديگر هم جنايتكاران آنان براي شما نفعي ندارند و دين و دنياي شما را تباه مي‌كنند. و اگر با نشست‌هاي خود بخواهيد طرح كمپ ديويد يا فهد را كه مرده‌اند، زنده كنيد؛ كه ما خطر بزرگ براي كشورهاي اسلامي خصوصا حرمين شريفين مي‌دانيم، اسلام به ما اجازه‌ي سكوت نمي‌دهد و اين‌جانب در پيشگاه مقدس خداوند تكليف الهي خود را ادا نمودم. اكنون دست تضرع و دعا به سوي خالق يكتا بلند كرده و به قواي مسلح اسلام و فداكاران قرآن كريم و ميهن عزيز ايران دعا مي‌كنم، و سلامت و سعادت و پيروزي آنان را خواستار هستم.

سلام و درود بي‌پايان بر فرماندهان متعهد قواي مسلح و بر رزمندگان فداكار و بر ملت دلير ايران عزيز و سرشار از شادي‌ها. والسلام علي عبادالله الصالحين.

روح‌الله الموسوي الخميني

منبع: صحيفه امام خميني (ره)

جلد شانزدهم صفحه 257

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد 1387;ساعت 14:51;  توسط محمد رضا ابطهی مقدم;  | 

اخبار شبـــــــکه فن آوری اطـــــــــلاعات ایران